
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگ های آرزوهایم یکایک زرد شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پردرد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را زنگ می زد
وه. چه زیبا چه زیبا بود اگر پاییز بودم
اشتراک گذاری در تلگرام

پاییز
وفادارترین فصل خداست
حافظه ی خیس خیابان های شهر را
همیشه همراهی می کند
لعنتی هی می بارد و می بارد
و هرسال
عاشق تر از گذشته هایش
گونه های سرخ درختان شهر را
می بوسد و
لرزه می اندازد به اندام درختان
وچقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق
برای لمس تن زمین
که گاهی افتادن
نتیجه عشق است.
اشتراک گذاری در تلگرام
تبلیغات
درباره این سایت